سید حسن حسینی ( دوست قدیم دوشنبه های حوزه )
وب سایت:
http://www.masiha83.persianblog.com/
كپی بهار را كوبيده ام به ديوار
تابلوی نفيسم
به سرقت رفته است!
سید اکبر میر جعفری
وب سایت:
http://masihemontazer.blogfa.com/
ای دانه ی پنهان در برف گنجشک مرا افشا کن!
برگرد به گندمزارت برگرد و مرا رسوا کن
از سوز شب یخبندان راهی به تماشا بگشا
انگشت اشاراتت را بشکاف ز هم ،معنا کن
از خاک پشیمان برخیز در خوشه ی شورش بنشین
پیشانی فروردین باش ! فریاد بزن ! غوغا کن
از خویش خروشیدن را با نام که می آغازی؟
آن نام "نمی دانی " را درگوش زمین نجوا کن!
در مزرعه ی بی برگی در ساحت بی پروازی
برگی به بهارم بنشان تقدیم پرستوها کن
* * *
ای ساحل چندین دریا آرامش چندین ساحل
ساحل ساحل ساحل را دریا دریا دریا کن.....
حمیدرضا شکارسری
ايميل:
hamidshekarsari@yahoo.com
همه چیز قابل پیش بینی بود
جز این سرمای بی پیر
این آفتاب بی تاثیر
و این لوله های خلوت گاز
در اولین روز ملی شدن نفت !
آه، اگر این پرواز گرم پرستو هم نبود
بهار را
با دست و دلی منجمد شروع می کردیم ...
سعید شجاعی
وب سایت:
www.ubal.blogfa.com
دوباره آمد بهار و در دل جوانه زد شاخه ی امیدی
به شاخه ی خشک آرزویم دوباره مثل گلی دمیدی
دوباره آمد بهار ای گل نگفته بودم که لحظه ای سبز
شب سیاه من و تو هم می رسد به صبحی به این سپیدی
بهار آمد ز راه و صد صد شکفت بر شاخه ها گل و تو
یکی یکی برگ های غم را ز شاخ امید خویش چیدی
به خواب دیدی شبی ز شب ها که روز اسفند و دی سر آمد
رسید اردی بهشت آری همان بهشتی که خواب دیدی
مبارکت باد ای پرستو که بعد سالی ز خود رمیدن
دو باره بر گشته ای به سامان ز بی خودی ها به خود رسیدی...
غزل غزل شعر عاشقانه بغل بغل غنچه و ترانه
دوباره در خشک سال شعرم جوانه زد شاخه ی امیدی...
دکتر علی شفائی افتلتی
وب سایت:
http://www.rahasher.blogfa.com/
آنگاه كه صداي پای آفتاب
در كاسه سرم پيچيد
به پرنده هاي خشك شده ی اتاقم گقتم
بايد پرواز كنيم
پر باز کنیم
پيش از آنكه
آسمان
به
زمين
دوخته شود
حبیب محمدزاده
وب سايت:
http://www.habibmohamadzadeh.blogfa.com/
من معتقدم که عید از بیست و نهم اسفند شروع می شود و فقط
این یک روز است که اگر آدم از بقیه جلوتر باشد ، یک سال از بقیه
جلوتر است . اگر از شر نفت خلاص شویم و برده هایی که فسیل
شدند که نفت شدند . بالاخره هر سال بهار با تاخیر شروع می شود
اما تو دیرتر می رسی . دیرتر از هر سال . و من بیشتر از همین یک
روز تاخیر از دستم برنمی آمد .
زهره طلوع حسینی
وب سایت :
http://sketch.blogfa.com/
هفت گیسم را به سرنوشتت گره بزنم
یا نه !
اصلا به ضریح خورشیدت ببندم
شاید زمین نگردد
بهار بماند
|
+| نوشته شده توسط
اهالی حوزه در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385
|